Sunday, April 29, 2007

!بعضی وقتها مشهور میشین



"آلینا" اولین عضو کلوپ بود که من رو در شهرسن پطرزبورگ "مهمان نوازی" کرد. من همیشه خارجیها رو متقاعد میکنم که به ایران سفر کنن. "آلینا" هم متقاعد شده بود و بعد از یک سال اومد ایران. وقتی که داشتیم از موزه استاد فرشچیان دیدن می کردیم، فهمیدم که خود استاد فرشچیان هم اونجاست! خیلی دوست داشتم باهاش حرف بزنم و بگم چقدر با نقاشیهاش حال میکنم. توی همین فکر بودم که گزارشگر کانال جام جم اومد و ازم اجازه خواست که بامن و "همسر" من مصاحبه کنن و نظرمونو درباره کارهای استاد بپرسن! البته منظورشون از همسرم "آلینا" بود.من هم با کمال میل قبول کردم. واقعا تجربه خوبی بود صحبت کردن با استاد. انقدر فروتن بود که من شرمنده شدم. بعدش هم یک ضبط ربع ساعته بود منم که ترجمه میکردم. اینجوری ماهم توی تلویزیون رفتیم و مشهور شدیم! از اون به بعد علاقه من به هنر استاد فرشچیان جدی شد و روی اون بیشتر مطالعه کردم.


No comments: