اول از همه تشکر می کنم از نیمای عزیز و مهرداد به خاطر این فکرشون. چیزی که مدتها بود ذهنم رو مشغول کرده بود.
تجربه سفر رو همیشه نمیشه با رفتن آموخت که که گاهی باید از اومده ها پرسید و میهمان که صد البته حبیب خدا هم هست، باری از تجربه ها و نگفته هاست که بایستی گوش بگیری و بشنوی و بشناسی.
فرصتی کوتاه اما ارزشمند واسه شناخت مردمی از دنیای دیگر که همه میان تا داشته هاشونو با تو تقسیم کنن... سفرتو باز کن که مهمان حبیب خداست و خدا خودش روزیشو میرسونه و از دوستان تازه لذت ببر.
زمانی دارم اینا رو مینویسم که مهمان یک فرد اصالتا هندی هستم توی شهر نیبونگ تیبال در کشور مالزی. اومدم اینجا واسه دوسه روز بمونم که الان یک هفته است که اینجام و سرشار از مهمان نوازی و صمیمیت که خود همتاهایی هستن در بهشتی سبز. شهری که اصلا تصمیم نداشتم بمونم و الان هفت روزه که اینجام و هرروز سرگرم شناختن فرهنگیم که با وجود دیوید از اعضای HC دارم میشناسم.
سخن زیاده و زمان کوتاه اما فرصتهایی خواهند بود واسه نوشتن بیشتر و گفتن بیشتر که هر روز خودش قصه ای است از مهمان نوازی این مردم ....
Thursday, May 3, 2007
سفر و میزبانی و میهمانی
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment